دسته
میانبر
...باهم باشیم
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 139437
تعداد نوشته ها : 358
تعداد نظرات : 94
PageRank
Rss
طراح قالب
محمدرضا عابدي

مقدمه:

 توجه ویژه به امور خیریه و اختصاص املاک و اموال به معابد و پیشوایان دین برای صرف در امور خداپسندانه ،در همه جوامع بشری و اجتماعات مختلف و در همه ادوار وجود داشته است. هنگامیکه اعراب مسلمان شهر شوش را فتح کردند،در بقعه دانیال نبی سندی به دست آمد که به موجب آن گنج مدفون شده در بقعه برای صرف در امور وامهای بدون ربح اختصاص یافته بود و خلیفه ثانی دستور داد که آن گنج را یافته و در مسیر اجرای همان وصیت نامه خرج نمایند در میان اعراب حجاز افرادی بودند که در شرایطی خاص تعدادی از حیوانات و گاها فرزندان خود را به خاطر وفای به عهد و نذر قربانی کرده و گاهی گوشت حیوان قربانی را در میان نیاز مندان تقسیم میکردند.اما سنت حسنه وقف در دین اسلام جایگاه بس رفیعی داشته و در دستورات مذهبی توجه خاصی به آن شده است.از نظر اسلام اگر شخصی بمیرد،عمل او منقطع میشود مگر از سه چیز : فرزند صالح،علم و دانشی که بعد از مردن آن شخص مردم از آن منتفع شوند و صدقه جاریه که آنرا به وقف تفسیر کرده اند.اگر مدت و زمانی برای ملک موقوفه معین نشودبه نام ‌‌‍‍‌‌‍«وقف» و اگر مدت معین باشد به نام «حبس»خوانده می شود.

در ایران که دارای تمدن روشن و مردمی نیک اندیش بوده است،از دوران بسیار گذشته سنت وقف شیوع داشته و در آن میان در بعضی از ادوار تاریخی ، بخصوص دوران سلجوقیان و صفویان به این مسئله توجه بیشتری شده است.چنانکه در این دوران بناهای عام المنفعه بسیاری ساخته شده و املاک و مستغلات فراوانی برای تعمیر و بقای آنها در نظر گرفته شده است. از نمونه این بناهای خیریه و عام المنفعه می توان به کاروانسراها،پل ها،آب انبارها،حمام ها،بیمارستانها،خانقاهها،مدارس،مساجد و ...اشاره کرد که هنوز تعداد زیادی از آنها به برکت همین وقفیات سرپا بوده و مورد استفاده می باشند.

مادام دیولافوا در سفرنامه خود در خصوص اوقاف ایران چنین می نویسد:
«مسلمانان خیر اندیش قبل از مرگ غالبا یک ثلث از املاک و دارایی خود را وقف مسجد و مدرسه و یا اعمال خیر دیگر از قبیل روضه خوانی و اطعام مساکین و غیره می کنند.واقف حق دارد که تولیت املاک موقوفه را به اولاد یا اقوام نزدیک خود بدهد و تولیت را نسل اندر نسل در اعقاب خود باقی گذارد،یک قسمت از عایدات موقوفه اختصاص به متولی دارد که به عنوان حق نظارت و تولیت بر میدارد و آزاد است که صرف احتیاجات خود کند و یا به مصرف اعمال خیریه برساند. با این ترتیب هر کس می تواند تمام دارایی خود یا قسمتی از آنرا برای همیشه در اختیار اولاد و اعقاب خود بگذارد زیرا که شاه و حکام نمی توانند در ملک وقف دخالت کنند و اموال و املاک موقوفه تحت نظارت روحانیون قرار می گیرد و از دستبرد محفوظ می شود.به موجب قوانین اسلامی اداره املاک موقوفه باید کاملا منظم باشد و متولیان هم باید مطابق وصیت نامه واقف عمل کنند و عایدات وقف را بر سایر عایدات مخلوط ننمایند ، در وقفنامه هم نمی توانند تغییری داده و عایدات را به مصرف دیگری غیر از آنچه واقف معین کرده برسانند. هر گاه متولی بر خلاف وقفنامه عمل کند و در مال وقف تصرف غیر مشروعی بنماید از تولیت معزول می شود و بر حسب وصیت واقف ، دیگری به جای او منصوب می گردد.
املاک موقوفه قابل انتقال نیست و فقط اشخاص معینی از عایدات آن حق تمتع دارند.ملک وقف را نمی توان تبدیل به ملک دیگری کرد مگر با شرایط خاصی،بطوریکه من استنباط کردم دو ثلث عایدات موقوفه صرف معاش طلاب علوم مذهبی می شود و باید در اختیار علما باشد و هرگاه عایدات زیادتر از مخارج معین باشد ، متولی مجاز است که از این مازاد ملک دیگری خریده و به موجب وصیت واقف ، وقف کند و ممکن است این املاک فرعی با اجازه مجتهدین قابل انتقال باشد.
هرگاه ملک موقوفه مجهول التولیه باشد ، باید در اختیار روحانیون وقت قرار گیرد و [در صورت اختلاف]بلا خره حکم مجتهدین و حکم شاه تکلیف آنرا معین می کند و به نزاع خاتمه می دهد.»
در ادوار مختلف روشهای خاصی برای نظارت بر امور وقفی وجود داشت که حکام و پادشاهان سعی می کردند با وضع قوانین و روشهای مخصوص بر وقفیات نظارت داشته باشند. منسجم ترین این روشها، روش نظارت در دوران صفویه می باشد.در کتاب تاریخچه اوقاف اصفهان چنین می خوانیم :
بر اساس آنچه که از گفته های شاردن مشخص می شود، برای رسیدگی به وقفیات سلطنتی ، شخصی به نام «صدر خاصه» و برای رسیدگی به امور اوقاف عمومی شخصی به نام «صدر عامه»برگزیده می شدند.اینچنین نظارتی باعث می شد که اشخاص فعال و درستکار در راس امور مربوط به اوقاف قرار گرفته و از تجاوز و تخریب و سؤ استفاده از آثار وقفی جلوگیری شود.
پس از دوران صفویه و در زمان حمله افاغنه بر اثر تعدیات و تجاوزات مهاجمان و کشته شدن تعداد زیادی از متولیان موقوفات و مفقود شدن و از بین رفتن اکثر وقفنامه ها ، اوضاع نابهنجار و درهم و برهمی در امر اوقاف روی داد. علاوه بر آن از زمان شاه سلطان حسین در میان متولیان اشخاص ظاهر فریب و نادرست راه یافته بودند و در نتیجه به اوقاف و املاک وقف تجاوزهایی شده بود. مجموع این مسائل و نیاز مالی شدید در زمان نادر شاه، باعث شد که او به املاک و مستغلات وقفی دست انداخته و آنها را ضبط نماید. در کتاب تاریخچه اوقاف اصفهان نقل قولی از نادر خطاب به صدرالصدور که مسئول اوقاف اصفهان در آن زمان بود وجود دارد که خواندن آن خالی از لطف نیست:
«نادر از صدر پرسید:چندین مال بیکران را که شما یعنی اهل علم و طلاب گرفته و می برید سبب چیست؟و به کدام استحقاق صرف می کنید؟صدر جواب داد بدان جهت که ما دعا گوی دولت پادشاه می باشیم و بقای دین و دولت بسته به دعای ماست. نادر جواب داد :دعای شما اصلا مستجاب نیست چه اگر دعای شما را اثری بود رفع غائله اعدای دین را از دولت و ملت می کرد و افاغنه و غیر ایشان به شما مسلط نمی گشته بلکه رفع اعادی منوط به ضرب شمشیر غازیان است و از ایشان امور دین و دولت به نظام می باشد. پس این وجوه را به کار ایشان بردن و خرج ترتیب و تربیت لشکریان کردن اولی است.»
اگر چه بعدا در دوران جانشینان نادر بخصوص عادلشاه تا حدی از تعدیات کاسته شد و در زمان سلسله های بعدی ، بخصوص در دوران ناصر الدین شاه و صدارت امیر کبیر، تلاشهایی در جهت سر و سامان دادن به امور وقفی صورت گرفت ، ولی دیگر هیچگاه کار به نظم دوران صفویه در نیامد و روز به روز افراد سودجوی بیشتری بر امور وقفی مسلط شده و موقوفه خواران ظاهر فریب اکثر امور را در دست گرفته و به تعدیات خود وسعت بخشیدند.
این وضعیت نا بهنجار تا اواخر دوران قاجار و زمان مشروطیت ادامه داشت تا آنکه پس از بوجود آمدن تشکیلات منسجم دولتی و وزارتخانه ای مستقل جهت رسیدگی به امور وقفی ، با اهتمام دولت مجددا نظارت برقرار شده و کارها به نظم و انسجام درآمد.
سندی که در اینجا معرفی می شود یکی از نمونه های همین تلاشهای دولتی در نظارت و اصلاح امور اوقاف می باشد.
معرفی سند
سندی که معرفی خواهد شدبر گرفته از مجموعه نگهداری شده در مرکز اسناد ملی اصفهان می باشد که قبلا بدون هیچگونه شرح و تفسیری در یکی از نشریات مربوط به این مرکز به چاپ رسیده است.
سند مزبور از نوع نامه های اداری بوده و با خط زیبای شکسته نستعلیق و بر روی کاغذ معمولی و با مرکب مشکی، به نگارش در آمده است. ابعاد سند حدودا 12 سانتیمتر در 19 سانتیمتر بوده و حاشیه سطرها از سمت راست و  چپ 1 سانتیمترمی باشد .البته به جز سطر عنوان که از سمت راست حدود 6 سانتیمتر فاصله دارد.
در بالای صفحه و سمت راست آن، مهر ورود به دفتر وزارت معارف و اوقاف به همراه تاریخ ورود و شماره آن وجود دارد و در زیر آن سربرگ نامه تحت عنوان «وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه ، اداره اوقاف قزوین نمره 652» قرار دارد. در سمت چپ و بالای صفحه تاریخ نگارش نامه به تاریخ اول دلو تخاقوئیل 1300 وجود دارد که یک عدد 25 بزرگ که احتمالا بعدا در جایی ، احتمالا بایگانی، به آن اضافه گشته است ، وجود دارد.
سطر اول و عنوان نامه همانگونه که نوشتم از اواسط کاغذ و با فاصله 6 سانتیمتر از حاشیه سمت راست شروع شده و تا 1 سانتیمتر به انتهای کاغذ ادامه دارد. فاصله سطر اول از سطر بعدی حدود 2 سانتیمتر و بقیه سطور حدود 1 سانتیمتر از هم فاصله دارند.در انتهای سطر آخر در سمت راست ، پس از آخرین کلمه یک مهر و امضای ناخوانا وجود دارد که احتمالا مربوط به رئیس اداره اوقاف قزوین می باشد. و در سمت چپ با خط نه چندان زیبایی که احتمالا دستخط وزیر می باشد جمله « ضبط شود 8 دلو 1300» نوشته شده است.
سند مزبور به تاریخ اول برج دلو 1300 شمسی به نگارش درآمده است و در تاریخ 6 همان برج یعنی 5 روز بعد به دفتر وزیر وارد گشته و 2 روز بعد یعنی در 8 دلو ، وزیر مربوطه که احتمالا شخص ممتاز الدوله بوده است ، دستور بایگانی آنرا صادر نموده است.
موضوع سند ارسال گزارشی است که از طرف رئیس اداره اوقاف و صنایع مستظرفه قزوین به وزیر معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه آنزمان فرستاده شده است.بر اساس آنچه که از متن سند استباط می شود ، در شهر قزوین شخص محترم و متمکنی به نام حاجی محمد علی آقای  امینی وجود داشته که از خیرین محل بوده و موقوفات زیادی را جهت رفاه حال مردم ایجاد کرده است. یکی از بناهای خیریه آن مرحوم ساخت مدرسه ای در نجف اشرف و دیگری ، احداث بیمارستانی در شهر قزوین بوده که برای اداره آنجا و مخارج آنها مجموعه ای از موقوفات را قرار داده است. متاسفانه قبل از افتتاح بیمارستان، شخص مزکور به رحمت خدا رفته و اولاد ایشان به عنوان ورثه و متولی موقوفات انتخاب می گردند.متاسفانه متولیان جدید در کار تاسیس و افتتاح بیمارستان تعلل ورزیده و به جای اهتمام در انجام کارهای نیمه تمام پدر ، موقوفات را به مبلغ سالیانه شش هزار و پانصد تومان و سال بعد هفت هزار و پانصد تومان ، به شخص دیگری واگذار کرده و با پول حاصله مشغول خوشگذرانی و عیاشی می شوند.
پس از انتصاب رئیس جدید اداره معارف و اوقاف قزوین ، مسئله مزبور مطرح شده و ایشان روی این مسئله حساس گشته و مرتب به متولیان فشار وارد می آورد که بیمارستان را افتتاح نمایند. پس از اینکه متوجه تعلل و سستی کار آنها می شود، فشار را بیشتر کرده و کار به برگزاری جلسات متعددی در اداره اوقاف و اداره حکومتی ، یا همان فرمانداری امروز ، می کشد و بلاخره پس از طی جلسات متعدد قرار بر این می شود که تا دو هفته مال الاجاره را تصفیه کرده و بیمارستان را افتتاح نموده و بودجه آنرا مرتب نمایند.
در پایان سند از فحوای کلام رئیس اداره معارف و اوقاف قزوین چنان بر می آید که از طرف ممتازالدوله در خصوص این موقوفه و بیمارستان مورد سوال واقع شده و نامه مزبور به نحوی جواب سوال وزیر می باشد، چون در انتهای نامه می نویسد«اینکه تا حال راپورت آن عرض نشده بود می خواست بعد از اتمام و  افتتاح مریضخانه راپورت عرض نماید اینک لازم دانسته به همین مقدار که اقدام شده است خاطر مقدس را قرین استحضار نماید تا بعد از افتتاح مریضخانه راپورت مفصل آن با بودجه مرتب آن تقدیم شود»
باز نویسی متن سند
‌‌‌1-[25]
2-[ورود به دفتر کل وزارت معارف و اوقاف]
3-[تاریخ اول برج دلو تخاقوئیل  1300]
4-[6 برج دلو نمره 1471]
5-[آرم شیر و خورشید]
6-[ضمیمه - ]
7-[وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه]
8-[اداره اوقاف قزوین]
9-[مقام منیع وزارت جلیله اوقاف و معارف دامت شوکته]
10-[نمره 652]
11-[چنانچه خاطر مقدس انوزارت پناهی مستحضر است مرحوم حاجی محمد علی آقای امینی مریضخانه در قزوین بنا نموده و موقوفاتی]
12-[مسمی بآقابابا و کیخونان و دو دانگ کوشگک را برای مصرف مریضخانه و مدرسه نجف اشرف قرار داده است]
13-[مدت یکسال است اولاد آنمرحوم مه متولی میباشند تمام به مسامحه و تعلل و عیاشی میگذرانند که ابدا در فکر ]
14-[افتتاح مریضخانه نمیباشند موقعیکه چاکر بسمت ریاست اوقاف تعین شده همه روزه بآنها فشار آورده]
15-[که حاضر بشوند مریضخانه را افتتاح نمایند تا حال حاضر نشدند و این موقوفات را برگزار کردند به شخصی]
16-[بمبلغ شش هزار و پانصد تومان1 ساله و از سال بعدهفت هزار و پانصد تومان و بعد از چندین جلسه رسمی در اداره]
17-[و حکومتی برای تصفیه و اخذ مال الاجاره از مستاجر تشکیل شده است بالاخره التزام سپردند تا 15 روز]
18-[مال الاجاره را بدهند و بمرحمت انوزارت جلیله و مریضخانه را مفتوح نماید و اینکه تا حال راپورت آن عرض نشده بود]
19-[میخواست بعد از اتمام و افتتاح مریضخانه راپورت عرض نماید اینک لازم دانستهبهمین مقدار که اقدام شده است]
[خاطر مقدس را قرین استحضارنماید تا بعد از افتتاح مریضخانه راپورت مفصل آن با بودجه مرتب آن]
21-[تقدیم شود]
22-[امضای ناخوانا و مهر اداره قزوین]
23-[ضبط شود 8 دلو 300]
توضیحات:
بر گرفته از کتاب مقدمه ای بر فرهنگ وقف
همان منبع
کلمه تخاقوئیل که در زبان ترکی به معنی مرغ می باشد ، یکی از نشانه هایی است که در تقویم ترکی برای معرفی سال به کار می رود. این نوع تاریخ نگاری که در ایران تا سالهای پس از مشروطه هم در دستگاه اداری وجود داشت و هم اکنون نیز در بین مردم کم و بیش شایع است، بر گرفته از تقویم دوازده حیوانی ترکان بود که هر سال را به یک نوع حیوان منسوب می کردند و پس از ذکر تاریخ معمول آنزمان ، نام سال ترکی را هم اضافه می کردند.
نام این دوازده حیوان به شرح زیر می باشد:
سچقان«موش»  اود یا سغر «گاو نر»  بارس «پلنگ»  تفشان یا توشقان «خرگوش»  لو «نهنگ» ییلان «مار»  یونت «اسب»  قوی «گوسفند» بیجین «میمون»  تخا قوی  «مرغ»  ایت«سگ»  تونگوز «خوک»
خوانندگان محترم جهت اطلاع بیشتر در این خصوص می توانند به کتاب گاهشماری در تاریخ نوشته دکتر ابوالفضل نبئی ، فصل دوم مراجعه نمایند.
ممتاز الدوله یکی از رجال قدیمی عرصه سیاست در دوران مشروطه بود که در کارنامه سیاسی خود سوابق زیادی در حمایت از مشروطه داشت. او که در اکثر کابینه ها حضور موثر داشت و مدتی هم ریاست مجلس را در اختیار داشت،مدتی را با تعداد دیگری از رجال سیاسی به خاطر مخالفت با قرار داد 1919 وثوق الدوله ، در شهر کاشان تبعید بود. پس از کودتای اسفند 1299 ممتاز الدوله هم جز محبوسین سید ضیا بود که پس از سقوط کابینه سیاه و رئیس الوزرا شدن احمد قوام به وزارت اوقاف و صنایع مستظرفه رسید. مرحوم عبدا... مستوفی در کتاب « شرح زندگانی من » در مورد خصوصیات اخلاقی او چنین می گوید:
«در کابینه اعتدالی ممتاز الدوله که جز وکلا به ریاست مجلس هم رسیده بود،وزیر مالیه شد.شغل خانوادگی این وزیر عضویت وزارت خارجه بود و برادرهایش ممتازالسلطنه وزیر مختار پاریس و ممتازالسلطان و ممتاز همایون و ممتاز الوزرا و خودش قبل از وکالت، همه اعضای وزارت خارجه بودند. در این سه چهار سال آخری ممتازالدوله به سمت منشی مخصوص زئیس الوزرا ها و در کارهای عمومی هم وارد شده بود.خوب حرف می زد ، نویسندگی و خطش خوب ، و فرانسه را به قدر احتیاج می دانست، بسیار مودب و با وجود کوچکی جثه و بی مویی سر با کلاه گیسش مردی برازنده و در رفاقت و نگه داری سابقه بی نظیر بود.»
فهرست منابع
شرح زندگانی من نوشته عبدا... مستوفی جلد دوم
تاریخ  بیست ساله ایران نوشته حسین مکی جلد اول کودتای 1299
ایران در دوره سلطنت قاجار نوشته علی اصغر شمیم چاپ هفتم
مقدمه ای بر فرهنگ وقف نوشته ابوسعید احمد بن سلمان
تاریخچه اوقاف اصفهان نوشته عبد الحسین سپنتا
گاهشماری در تاریخ نوشته دکتر ابوالفضل نبئی
فرهنگ فارسی معین دوره 6 جلدی

دسته ها : تاریخی - مقالات
سه شنبه 31 6 1388
X