دسته
میانبر
...باهم باشیم
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 269674
تعداد نوشته ها : 358
تعداد نظرات : 94
PageRank
Rss
طراح قالب
محمدرضا عابدي

 

اطلاعات مقدماتى نام : سلمان .کنیه : ((ابوعبدلله )) یا ((ابوالحسن )) یا ((ابواسحاق ))تاریخ تولد: نامعلوم .تاریخ وفات : سال سى و چهارم هجرى .

مدت عمر: گفته شده که سیصد سال زیست ،به قول دیگر کمتر و به قولى بیشتر.

موطن : ((جى )) از قراء اصفهان و گفته شده از ((رامهرمز)) فارس بوده است .

مدفن : ((مدائن )) در نزدیکى بغداد. قبر ((حذیفة بن الیمان )) نیز در آنجا واقع است .

پدر: پدرش دهقان بوده است (یعنى ریاست مردم منطقه خود را داشته است ).

گروه و طبقه : از موالى (آزادشدگان ) رسول الله - صلى الله علیه و آله - شمرده مى شود. بیش از ده مولى او را در بردگى داشتند تا این که پیامبر - صلى الله علیه و آله - او را خرید و آزاد فرمود.

شغل و پیشه : در زمانى که حاکم مدائن بود برگ درخت خرما مى بافت و آن را فروخته ارتزاق مى کرد.

اسلام آوردن : در برخى از روایات ،او و على - علیه السلام - از سابقین و اولین (نخستین ایمان آورندگان ) شمرده شده اند چنانکه ((ابن مردویه )) چنین گفته است و چنانکه خواهد آمد. قول دیگر این است که در اوایل هجرت اسلام آورد.

جنگها: روایت شده است در جنگ بدر و احد شرکت داشته و پس از آن در هیچ کارزارى غایب نبوده است .

حقوق و مواجب : پنج هزار درهم که آن را صدقه مى داد و حاصل دسترنج خود را مى خورد.

منزل مسکونى : خانه اى که در آن مسکن نداشت و در زیر سایه دیوارها و درختها به سر مى برد تا این که برخى او را راضى کردند و برایش سرپناهى ساختند که چون بر مى خاست سرش به سقف آن اصابت مى کرد و چون پاهایش را دراز مى کرد به دیوار آن مى خورد. و او در جستجوى دین حق ،کتابهایى خوانده بود.از ویژگیهاى سلمان  از وضع مسکن سلمان ،پیشه او و کارى که با حقوق و مواجبش مى کرد زهد آن جناب و اعراض او را از دنیا دانستیم در این جا بیش از این به این صفت او نمى پردازیم ...

بعضى او را چنین وصف کرده اند: خیر،فاضل ،،عالم ،زاهد و به دور از رفاه و نعمت بود و عبایى داشت که قسمتى از آن را زیر خود مى انداخت و قسمت دیگرش را روى خود مى کشید...فقیران را دوست مى داشت و ایشان را بر صاحبان ثروت و مکنت ،مقدم مى داشت .و به طورى که گفته مى شود ((اسم اعظم )) را مى دانست .و از هوشمندان بود.و ایمان داراى ده درجه و مرتبه است سلمان از بالاترین درجه آن برخوردار بود. و علم و علما را دوست مى داشت .و بنابر آنچه از امام صادق - علیه السلام - روایت شده : ((سلمان بنده صالح ،حنیف و مسلم بود و از مشرکان نبود)).و در حدیثى از رسول الله - صلى الله علیه و آله و سلم - آمده است که : ((در مورد سلمان تو را به اشتباه نیندازند. که خداى تبارک و تعالى به من دستور داده که او را از علم بلایا،مرگها،انساب و قضاوت باخبر سازم )).و علم اول و آخر را مى دانست ،دریایى بى پایان بود. و از مقتل شهدا در کربلا و جریان خوارج خبر داده بود.مقام و منزلت سلمان  بخشى از آنچه گذشت به والایى مقام و بلندى منزلت سلمان اشاره دارد و در این باره به بیان بیشتر نیازى نمى بینم اما به این حال اضافه مى کنیم که : صاحب کتاب ((الاستیعاب )) گفته است : از طرق مختلف روایت شده که رسول الله - صلى الله علیه و آله و سلم - فرمود: ((اگر دین نزد ستارگان ثریا باشد سلمان بدان مى رسد)).و از عایشه روایت شده که گفته است : ((سلمان شب هنگام با رسول الله صلى الله علیه و آله - نزد ما بود با او همنشین بود)).و رسول الله - صلى الله علیه و آله - فرمود: ((سلمان از خانواده ماست )).و از امام صادق - علیه السلام - روایت شده است که ((رسول الله - صلى الله علیه و آله و سلم - و امیرالمؤ منین - صلوات الله علیه - از علم مخزون و مکنون الهى چیزهایى را که دیگران تحمل آن را نداشتند به سلمان مى گفتند)).و به او امر شد: اى سلمان ! به منزل فاطمه دختر رسول خدا - صلى الله علیه و آله - برو که او مشتاق دیدار توست ،مى خواهد هدیه اى را که از بهشت بدو اهدا شده به تو اهدا کند. و نیز حضرت فاطمه - سلام الله علیها - یکى از دعاها را به او آموخت و از پیامبر - صلى الله علیه و آله و سلم - روایت شده که فرمود: ((سلمان از منست هر کس بدو جفا کند به من جفا کرده و هر کس او را بیازارد مرا آزرده ... و - بنابر آنچه روایت شده - امام صادق - علیه السلام - به منصور بن بزرج فرمود: ((نگو سلمان فارسى بلکه بگو سلمان محمدى )).و گفتى این که : رسول الله - صلى الله علیه و آله و سلم - بین سلمان و ابوذر قرار برادرى گذاشت و بر ابوذر شرط کرد که سلمان را نافرمانى نکند.و با این که خلیفه دوم عمر بن خطاب به هر نحو از زن دادن به سلمان سرباز زد و درباره این مرد بى همتا تعبیر ((الکن !)) بر زبان آورد چنانکه - ان شاءالله - خواهیم دید - به عللى خاص - او را حاکم مدائن ساخت ... و گفته مى شود همانطور که رسول الله - صلى الله علیه و آله - به سلمان گفته بود به هنگام تسخیر فارس توسط مسلمانان تاج کسرى (پادشاه ایران ) بر سر سلمان گذاشته شد. و در موقع رفتن فاطمه - علیهما السلام - به خانه على - علیه السلام - فاطمه - سلام الله علیها - بر استر پیامبر - صلى الله علیه و آله - نشست و رسول الله به سلمان دستور داد افسار استر را در دست بگیرد و خود از عقب استر را مى راند.و سلمان - خدایش رحمت کند - یکى از کسانى بود که پس از رحلت رسول الله - صلى الله علیه و آله - بدانچه آن حضرت فرموده بود وفادار ماند. و همواره از جمله کسانى بود که به برگرداندن خلافت از على به دیگران اعتراض کرد و او و ((ابى بن کعب )) را در این باره با آن مردم گفتگوها و مباحثاتى بوده است .درگذشت سلمان  چون سلمان وفات یافت امیرالمؤ منین على - علیه السلام - غسل ،کفن ،نماز بر جنازه و دفن او را به انجام رسانید آن حضرت به همین منظور از مدینه به ((مدائن )) آمد و این ماجرا از کرامات معروف امیرالمؤ منین - علیه الصلاة و السلام - است .


دسته ها : شخصیت شناسی
سه شنبه 6 11 1388
X