دسته
میانبر
...باهم باشیم
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 269602
تعداد نوشته ها : 358
تعداد نظرات : 94
PageRank
Rss
طراح قالب
محمدرضا عابدي

 

دانشمندان و علمای دینی هرکدام نسبت به مقولة حجاب نظریات متفاوتی را ارائه نموده‌اند و به نوبة خود در تکریم و تمکین فرهنگ حجاب زحمات بی‌شائبه‌ای را در حق جامعه متحمل شده‌اند و اکثرا در جهت آرامش خاطر زن و حفظ امنیت آن در بطن جامعه پوشش را به غیر از صورت و کفین جایز شمرده‌اند و در نحوة برخورد با مناسبات زن و مرد معیارهای مختلفی را براساس احکام دینی و شرعی برای فرهنگ پوشش جهت حفظ شنونات اسلامی و مدنی ابراز داشته است. آن سوی قضیه نیز مکاتب غربی هستند که اپوریسیون مقابل اسلام و راهبردهای اصولی آن در زمینة حجاب به شمار می‌روند و آنچه امروز در اقصی نقاط جهان از آن حمایت و استقبال و در گسترش آن اهتمام بعمل می‌آید واژه‌ای بنام فرهنگ برهنگی است. با توجه به جمعیت 8میلیاردی جهان فقط مسلمانان هستند که بعنوان پیروان دین اسلام از گفتمان حجاب دفاع و بصورت اعتقادی از آن حفاظت می‌نمایند. البته با تهاجم فرهنگی غرب و اشاعة بی‌فرهنگی در داخل کشورهای مسلمان شاید تأثیرات مخرب آن نیز قابل انکار نباشد و رویکردی که مسلمانان نسبت به انتقال و گسترش فرهنگ حجاب در کشورهای غیراسلامی در جهان داشته‌اند نیز امری قابل پسند و تمجید است.باید اذعان داشت که این رقابت سابقة دیرینه و عتیق دارد و تا مسئله‌ای بنام زندگی در دنیای مادی است طبعا این پارادوکس نیز کم‌رنگ که نه بل پررنگ‌تر خواهد شد. می‌توان گفت استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب مسئله حجاب و نظام حقوق زن در اسلام مدافعی جاودان را براساس معیارهای اسلامی و راهکارهایی که برای حجاب لازم است به سمع و نظر جامعه رسانده است که این امر کمک شایان توجهی را به حوزة حجاب مبنی بر ارتقاء این فرهنگ به مراتب اعلی‌تر می‌باشد و خیلی از موارد راحتی علاوه بر مقطع زمانی حال و گذشته که به شرایط زندگی مردم در زمان آینده و چگونگی ایصال و رفتار با فرهنگ حجاب را به نحو شایانی اعمال داشته است بطوریکه دیدگاه اسلام را نسبت به زن از نظر فرهنگی، سیاسی و اجتماعی با دلایل موثق و آوردن آیات معتبر و مستحکم الهی در سورة احزاب و نور برای جامعه زن مسجل نموده البته باید اضافه داشت که علما و مراجع تقلید و حتی ادبا نیز هرکدام به نوبة خود خدمات قابل توجهی را در این حوزه به عرصة ظهور رسانده‌اند. بدین شکل که بستر حجابی که در بطن اسلام رویش کرد از آن زمان تاکنون در گسترش آن آثار زیادی با نظرات متعادل و سازگار با معیارهای اسلامی به زیور چاپ و در اختیار جامعه مسلمانان قرار گرفته است. به عنوان مثال می‌توان به دیدگاه آموزندة عارف شهیر مولانا در ارتباط با حجاب اشاره داشت. آن طرف قضیه نیز به همین منوال در جهت تضعیف و منفعل نمودن فرهنگ حجاب تلاشهای مضاعفی انجام پذیرفته است به نحوی که فروید از متفکرین غربی می‌گوید که انتخاب حریم در بین زن و مرد باعث اختلالهای روانی و التهابها و محرومیت و محدودیت‌های زیادی می‌گردد و باید قیود اجتماعی را در بطن جوامع برداشت تا انسان از نعمتی بنام آزادی غریزه بهره‌مند گردد یعنی بدین منظور که محدود کردن غریزه جنسی حرص و طمع انسان را بیشتر می‌کند و دیگر برتراند راسل است که یکی از کتابهایش به نام «در تربیت» می‌گوید یکی از چیزهایی که از جمله اخلاق بی‌منطقی و یا به اصطلاح «اخلاق تابو» است همین مسألة پوشانیدن عورت است وی می‌گوید چرا پدران و مادران مصر هستند که عورت خود را از بچه‌ها بپوشانند این اصرار سبب تحریک حس کنجکاوی بچه‌ها می‌گردد این دانشمند معتقد است که والدین اگر به کتمان شرمگاه خود اقدام نکنند در بین بچه‌ها چنین کنجکاوی کاذبی به وجود نخواهد آمد پس والدین عورت خود را به بچه‌ها مثلا هفته یک بار در صحرا و یا در حمام به بچه‌ها نشان دهند تا بچه‌ها از اول با هر چیزی که وجود دارد آشنا شوند. جالب اینجاست که ویل دورانت درارتباط با حجاب زن نظری مغایر با راسل و فروید اعلام می‌دارد که در«لذات فلسفه» می‌گوید «آنچه بجوئیم و نیابیم عزیز و گرانبها می‌گردد زیبایی به قدرت میل بستگی دارد و میل با اقناع و ارضاء ضعیف و با منع و جلوگیری قوی می‌گردد و یا مجلة زنانه‌ای که از آلفرد هیچکاک نقل شده است که این دانشمند می‌گوید:«من معتقدم که زن هم باید مثل فیلمی پرهیجان و پرآنتریک باشد بدین معنی که ماهیت خود را کمتر نشان دهد و برای کشف خود ذهن و تخیل و تصور مرد را فعالتر نماید. نظر این قلم این است که براساس اعتقادات چندوجهی که در پیکرة جهان نطفه بسته است و بصورت یک بچه‌ای درآمده که در دامن مادر پرورش و نضج فکری می‌کند، از دیدگاه عقل که در ذات همة افراد با هر اعتقادی است باید گفت که تربیت شده را به آسانی نمی‌توان تغییر داد و به رویه‌ی نسبی و البته با اطالة زمانی نیز نیاز مبرم است و دیدگاه این قلم نیز که نشأت گرفته از معارف اسلامی و دینی است به طبع نیت مخاصمه و فرهنگ تحمیل را عرضه نمی‌دارد بلکه از حوزة مسالمت‌ و پذیرش وارد می‌شود.

بنابراین برای روشن کردن این موضوع یعنی برهنگی و حجاب که خصومت دیرینه باهم دارند باید به عقل مراجعه کرد که اغلب روشنفکران دیروزی و امروزی غربگرا عقل را فاکتوری بسیار مهم در جهت ایجاد شگفتی‌های دنیای مادی می‌پندارند. انسان باهرمنش و رفتاری در برابر بازدهی به کارهای بد و مشکل‌زا عکس‌العملی مخالف نشان می‌دهد و چنانچه با موردی در تقلیل شخصیت انسانی مواجه گردد خودآگاه و ناخودآگاه از آن اجتناب می‌کند لذا در معاوضه‌ی آبروی انسانی خود با غریزة جنسی باید مداقه‌ی بیشتری را بعمل آورد. چراکه آبروی انسان به مانند آبی است که ریخته می‌شود و غریزة جنسی نیز مسبب آن است و دیگر اینکه هیچ بشری در روی زمین که خود را متفکر و باشعور بداند از فرهنگ برهنگی تبعیت نمی‌کند بقول استاد شهید مرتضی مطهری «اگر برهنگی حجاب است پس حیوانات متمدن‌ترین حجاب را دارند»پس نتیجه می‌گیریم که فضائل اخلاقی در ذات همة انسانها وجود دارد و همین فضائل اجازة ددمنشانة فرد را نسبت به گرایش بی‌حجابی خواهند رساند. نکتة معقول‌تر اینکه در هیچ برهه‌ای از زمان انسانها بصورت برهنه در بطن اجتماع ظاهر نشده‌اند و هر طفلی تا آنجائیکه تاریخ سراغ دارد در بدو تولد به صورت ناخودآگاه از پوشش کمک می‌گیرد. لذا نتیجه‌ای که هم می‌تواند مفید واقع افتد و هم جوابی به متفکر معروف«فروید»باشد این است که هوس یک عطش روحی است که باید در حد طبیعی از آن بهره جست و چون سرکش و طغیان‌گر است باید همیشه افسار آن در دست نفس مطمئنه باشد و اگر در رشد و تقویت آن کوشیده شود بی‌تردید در رام کردن آن با مشکلات عدیده‌ای برخورد می‌کنیم و یا به تعبیری به مانند کویری تشنه است که هرگز سیراب نمی‌شود و یا به مانند آتشی که هرچقدر هیزم به خورد آن بدهیم اشتهایش بیشتر خواهد شد ودیگر اینکه غریزة جنسی به مانند دیگر نیازهای اولیه انسان نیست چون این نیازها اقناء و ارضاء می‌شوند مثلا انسان وقتی خسته است با خواب برطرف می‌شود وقتی گرسنه است با غذا سیر می‌شود وقتی عطش تشنگی دارد با آب ارضاء می‌گردد و یا وقتی روح غم در آن پایگاه میزند با آلات موسیقی و یا ابزار شادآور دیگر بر براندازی غم می‌کوشد اما شهوت اینجور نیست به عنوان مثال وقتی تاریخ را به عقب ورق می‌زنیم شاهان متعددی در ایران به لذت و خوش‌گذرانی مشغول بوده‌اند شاهانی از قبیل ناصرخسرو و هارون‌الرشید که در حرمسرای آنان هزاران زن زیبا پیدا می‌شده است که باز با این حال اگر چنانچه در هر نقطه‌ای زنی زیبا پیدا می‌شد فی‌الفور درصدد برآمدند تا آن را تصاحب نمایند. سؤال اینجاست که این افراد از لحاظ جسمی دچار مشکل نبوده‌اند بلکه دارای ضعف مریضی روحی بوده‌اند که آنهم از طریق میل جنسی انجام گرفته است. یعنی باید گفت که میل جنسی تحت هیچ شرایطی قانع نمی‌شود و باید همیشه در مراقبت از آن غفلت نکرد با این حال با توجه به تحقیق این قلم در بین قشر جامعه بخصوص قشر جوان موضوعی که هست اینکه این جوانان از سلب عشق و خواسته‌های جوانی صحبت به میان می‌آید که به این قشر آینده‌ساز باید توصیه کرد. آرامش دل تحت هر شرایطی که معنی واقعی عشق را برساند مانعی ندارد چون خواسته‌های واقعی هرگز آسیب‌پذیر نیستند. همانطوریکه استاد شهید مطهری در کتاب مسئله حجاب در صفحة 106می‌گوید:«عشق واقعی عمیق و متمرکز کنندة نیروها و تقویت کنندة نیروی تخیل و یگانه پرست است و اما هوس سطحی و پخش کنندة نیروها و متمایل به تنوع کاذب و هرزه صفت است.»

 

ادامه دارد...


سه شنبه 6 11 1388
X