دسته
میانبر
...باهم باشیم
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 0
تعداد نوشته ها : 358
تعداد نظرات : 94
PageRank
Rss
طراح قالب
محمدرضا عابدي

 

پس هر عشق و یا آرزویی که جوان مطالبه می‌کند باید با رگهای عشق واقعی جوش بخورد و عواقب آن نیز مثمن باشد والا برای جوان جز هوسی چند روزه و سیلی از مشکلات غیرقابل جبران چیزی دیگر نمی‌تواند باشد و فرهنگ برهنگی نیز برای زن جوان بزرگترین صفتی را که از آن سلب می‌کند همان زینت پنهان و خودباور و اندوه برانگیز آنست که برای مرد طعمه‌ای مدنظر است که قرآن به حفط آن توصیه فراوان نموده است و اما در جواب به برتراند راسل باید گفت که انسان از بدو تولد تا زمانی که به مرگ نزدیک می‌شود اگر شاهکار کرده باشد حداقل در اندازه‌ی خویش آموخته است و براساس عقاید روانشناختی ساختمان فکری کودک از مواد و مصالح ابتدائی برخوردار است که با یک طوفان سهمگین همه چیز به هم می‌ریزد و زمانی این ساختمان تکمیل می‌شود ودر مقابل طوفان خیلی از آسیبها مقاومت می‌کند که به پختگی کامل برسد. بنابراین ستر عورت و یا آشکار نمودن آن با توجه به اینکه به قول فروید کنجکاوی کاذب در ستر عورت است آن سوی قضیه نیز که آشکار نمودن آنست دارای کنجکاوی‌های کاذب‌تر است چون وقتی در ضمیر کودک میل جنسی باشد به مرور زمان مسائل نامطبوعی را دربر خواهد داشت. اما این نظریه در ارتباط با همجنس خود یعنی زن با زن و مرد با مرد در خیلی از موارد محدودیتی نداشته و البته در غیر از ملاء عام و بر اثر ارتباطات و ایجاد دوستی و یا ارتباطات فامیلی و... انجام پذیرد و بستگی به نوع تربیت و کانون خانوادگی و روحیات فرد دارد که این چنین فرهنگی در بین جوامع مرسوم و یا به بیانی بصورت ساختاری روی آن جهت عمل کار نشده است و تا اندازه‌ای می‌توان گفت مشکلاتی را هم به همراه نداشته است ولی در نظر دکترین گفتمان حجاب توصیه نشده و نیازی هم به این روش توصیه نخواهد بود.نکته مهم اینکه نه برهنگی امروزه و نه حجاب افراطی و فرتوت دیروز بلکه همان معیار وسطی که دین اسلام گذاشته در مقام عمل می‌تواند خیلی از موانع را در پیش رو بردارد و یا به تعبیری دیگر نه افراط و نه تفریط که در هیچ کاری کارگر و نتیجه‌بخش نبوده و نیستند که همان حد وسط و متعادلی که دین اسلام بدان اکتفا می‌نماید و یا همان صحبت نغز و تعلیمی مولانا که می‌گوید مرد و زن به مثل آب و مثل آتشی می‌مانند که اگر در بین آنها حریمی قائل نباشیم آب بر آتش غلبه می‌کند اما اگر دیگی در بین آنها حائل شود این دیگ سبب می‌شود تا آتش بصورت نسبی آب را گرم کند یعنی آب را ابتدا بصورت ولرم درآورده و بعد آن را داغ کرده و به جوشش می‌آورد و در آخر بخار شده و به هوا می‌رود.یعنی مولانا حجاب را به دیگی تشبیه کرده است که این دیگ در حفظ و صیانت از آتش که زن است و هر لحظه از دست صفت چشم‌چران مرد در امان می‌باشد و یا به بیانی حجاب را محرکی می‌داند که از قربانی شدن زن توسط هوس سرکش مرد امتناع می‌کند. نگاهی اجمالی به معایب نیستی و محاسن وجودی حجاب و تأثیر آن دو در ابعاد شخصیتی زن:

گرچه دست همبستگی کشورهای توسعه یافته که از پشتوانه مالی بهره می‌جوید به طروقی در فرهنگ پوشش کشورهای اسلامی تأثیراتی را برجای گذاشته است اما این تأثیرات در جهت بالندگی و سطح شخصیت و نعمت بزرگی بنام شرم و حیا در ضمیر زن نبوده بلکه خود را به عنوان تابلوئی متضرر و خسران برانگیز نشان داده است البته آنچه که مؤید این مدعاست هوش با کیاست تاریخ است که در ثبت این معضلات دریغ ننموده است لذا علت این پیامدهای مخرب را باید از چشم فرهنگ برهنگی دانست فرهنگی که در طول سالهای متمادی در اقصی نقاط جهان به طرز سهمگینی خود را آراسته و درصد گسترش هرچه بیشتر آن برآمده است. راقم این سطور چند سال پیش در یک روزنامه وضعیت بی‌حجابی و بی‌بندوباری را در کشور یونان بسیار اسفبار دیدم با توجه به شناخت کامل جوامع از تمدن عتیق یونان و خیزش علم فلسفه در این کشور چنین شرایطی در یک کشور متمدن و بافرهنگ دور از انتظار عقل است. در این روزنامه نوشته بود کشور یونان بر اثر بی‌حجابی و فساد اجتماعی و زنای به عنف نسبت به دختران، خود را در لیست کشورهای بی‌حجاب و معاند با حجاب پیدا کرده است و یکی از پیامدهای بی‌حجابی را در این کشور فساد اجتماعی برشمرده که آنهم بر اثر جلوگیری زنان و حتی مردان مبنی بر زاد و ولد بصورت عمل‌های جراحی در جهت سقط جنین و فارغ از آمیزشهای منتج و استفاده از قرصهای جلوگیری عنوان داشته بود و گفته بود که این امر کشور یونان را در جهت تولید مثل با مشکلاتی مواجه کرده است و در ادامه اشاره کرده بود که دولت یونان جایزه‌های کلانی را برای خانواده‌هایی که ثمر آنها سه تا بچه باشد درنظر گرفته است. علاوه بر این موارد با کمی تأمل می‌توان در بطن تاریخ ایران این مشکلات را احساس کرد و با نگاهی به تاریخ پهلوی مطلع خواهیم شد که محمدرضا شاه مؤسسه‌ای بنام شورای تشکل‌های فرهنگی و سیاسی زنان را تشکیل می‌دهد و رئیس و گردانندة آن را به اشرف بانو خانم خود می‌سپارد که البته در کنه این شورا فقط چیزی که یافت نمی‌شود همان فرهنگ حجاب و توجه به حریم‌های مقدس زن است و با ورق زدن تاریخ به عقب ملاحظه می‌کنیم که این مسئله نیز از پدرش نطفه می‌بندد پدری که کشف حجاب را با درآوردن جامه از تن خانم خویش به ملت ایران معرفی می‌کند. لذا در طول تاریخ بی‌حجابی همیشه دارای معایب ویژه‌ای بوده است و اثرات آن نیز بر کسی مستور نیست و اجتناب از این معایب می‌تواند به محاسن وجودی حجاب ختم شود. به عنوان مثال بهره‌کشی از زن جهت منافع اقتصادی توسط مکانهایی از قبیل سینماها، کاواره‌ها، تیمچه‌های ارازل، مسافرخانه‌ها و حتی در ملأ عام چیزی جز قربانی شدن زن و همه چیز را خلاصه کردن در رقص و رقاصی و مستانگی و خودفروختن زن مشاهده نمی‌گردد با این تفاسیر تخریب شخصیت زن در ابعاد مختلف را می‌توان در معایب نیستی حجاب جست. چراکه زن بعنوان یک موجود محق و لازم است و در تشکیل کانون خانواده و اجتماع نقش کلیدی را بازی می‌کند و طبیعی است که ابعاد شخصیتی آن اعم از فرهنگی، سیاسی، اخلاقی، دینی، روحی و روانی، اقتصادی و... را در دل همین اجتماع بدست می‌آورد. بنابراین بدون فاکتوری بنام حجاب و شرایطی که ذاتا در وجود زن حرص‌برانگیز است بی‌تردید در جهت رسیدن به این ابعاد شخصیتی با معضلاتی مواجه می‌شود و اگر با کمی تعمق به مسئله بنگریم بطور کلی باید گفت که معایب نیستی حجاب در زوایای مختلف تأثیرات منفی را در شکل‌گیری شخصیت زن ایفا می‌کند. بعنوان مثال هر زیبایی چنانچه زیبایی خود را محدود نماید و در حفظ آن جهت نرسیدن آسیبها بکوشد، قطعاً نتیجه بخش است که تعداد اینگونه زنان در جهان دیروز و امروز که به پله‌های مختلف ترقی رسیده‌اند بر کسی مهجور نیست و اما عکس این قضیه نیز صادق است که بر اثر استفاده‌ی نامشروع از زن و آنرا به عنوان یک ابزار مچاله‌ی در دست قلمداد نمودن، بی‌شک جز بی‌اعتنایی چشم مرد و رودست بازار ناامیدی ماندن چیزدیگری نیست و البته بهره‌برداری مالی و جنسی برای صاحب ابزار عواید دیگری نخواهد داشت و آن زیبایی و متانتی که با قیمتی گرانبها خود را به بازار حراج می‌گذارد لذا در مجموع می‌توان گفت بی‌حجابی در ارگانیسم زن در جهت تخریب و به یک ویرانی تبدیل کردن آن و افتادن از دید خریدار چیز دیگر نمی‌تواند باشد و اگر قهرمانانی در طول تاریخ در جامعه زنان شگفتی آفریده‌اند و بر قلل افتخاری در بطن جامعه رسیده‌اند از خصیصه‌هایی بهره جسته‌اند که در بستر حجاب تربیت یافته است. لذا با اینکه ذکر موارد فوق می‌تواند جوابی مبتنی بر محاسن وجودی حجاب باشد و علاوه بر این موارد محاسن وجودی حجاب می‌تواند مواردی از قبیل رشد و ترقی جامعه زنان در امورات مختلف، حفظ و بهره‌برداری مشروع از حقوق شخصیتی زن، ارتقاء صفت پاکی و پاکدامنی در جهت رشد فرهنگ اسلامی زن، جلوگیری از کشیدن زن به محافل فسادبرانگیز و در کل معاونت از حقوق شهروندی و اجتماعی و سیاسی زن است که امروزه می‌تواند در فرهنگ و منش زنان در بطن جامعه مفید باشد.

 

ادامه دارد...


سه شنبه 6 11 1388
X